که صدایت تکثیر چشمه هاست
بخوان
که صدایت تکثیر چشمه هاست
تکثیر درختان آبرس
تکثیر گنجشکانی است که در چینه ها تخم بیداری گذاشته اند
بخوان که درختان ارزانی شال سبز بسته اند
درختان فندق گوشواره های دخترکان رابه بار مینشینند
بخوان صدای تو
هویت ما است
بخوان
لشکر مه
شکوه ماه
پلنگ در ماه
غرق نور خواهد کرد
دوباره بخوان
برای آلبالو ها
برای گردوها
که شکوفه کرده اند
بخوان
برای آنان که صدای تورا
برای همیشه با خود بردند
بخوان برای
معصومیت فندقستانیها
بخوان برای دجار دره
چقد عاشقانه میخواهد
بغلتد تا جیر رز
بخوان برای انگورها
برای پسر هاجر
برای مهدی جانعلی
که دیگر کوچه ها ی گلی
جای خالی اورا
همراه با درختان گردو
به غم نشسته اند
وقتی تو میخوانی
پنجره ها میان دیوارها قد میکشند
کوه دوباره شکوهش را
پیلامیر خانی اندوهش را
بردوش چشمه ها
جاری میکند
عقابها
دوباره برخواهند خواست
دوباره
عشق را
خواهند
پرکشید
خمیده شدم از بس غم شما بر دوشم آوارشد
آیا کسی هست
آسمان را
رفتن را
بی آنکه بمیراند
مرا
بیاموزد
فاراب