زیر درختان فندق

مدتی است میبینم خون شعر میریزی

شب‌های کریستالی

یکشنبه ششم اسفند ۱۴۰۲
خدايار قليزاده( فاراب)

چروکیده خوابیده
روی خطوط
شعرهایم
چون پیچکی که در خویش می‌پیچید
مثل ارتفاع درختان بلوط
به سوی آسمان خیز برداشته است
پیچک تنهایی شعرهایم
باحفره ای بسوی لا متنهایی
می‌پیچید
.میرود
تا بر شاخه ای از جنس تبلور آرام گیرد

من درشبهای کریستالی شعرهایم
پیاله گردانی ماه را
مینوشم


فاراب

الو سلام

پنجشنبه سوم اسفند ۱۴۰۲
خدايار قليزاده( فاراب)

الو سلام باتوام

آنجا هوا چطور است

اینجا هوا سرد است
شعرها برلبهای شاعران قندیل بسته است

طنابها از نبرها بی ناموسترند
حتی اگر کسی نباشد
صندلی زیرپایت را بکشد

کش می آید
کشاله ی فعل ها
در بستر استمراری
به استقبال میآیند
افعال مستقبل

وقتی نهاد و گزاره در رسانه یکی شوند

رسانه فقط چشمهای توست
که مافیای
خبرها را
معطوف کرده است

فاراب

https://s8.uupload.ir/files/img_20240209_233911_qe63.jpg

وتکا نوشیدن از سیگار کام گرفتم

چهارشنبه دوم اسفند ۱۴۰۲
خدايار قليزاده( فاراب)

من در حجم خاکستریشان
نفسم بند آمد
ریه ام فشرده از انفاسی است
که گلوگاهم را
طنابی از دستان نامزئی اینان
میکشید
من از درد وتگا نوشیدم
از سیگار کام گرفتم
ازبس

ناکامی را
در آرزویشان
دیدم
واکنون معانقه میکنند
با گردنهایی
برای ما کشیده تر میشدند

فارابhttps://s8.uupload.ir/files/img_20240202_031942_590_ulvj.jpg