زیر درختان فندق

مدتی است میبینم خون شعر میریزی

دوبلاژِ چشم‌هایت

یکشنبه سی ام آذر ۱۴۰۴
خدايار قليزاده( فاراب)

دوبلاژِ چشم‌هایت
دوبلور
صدای قدم‌هایت
ومن که در افکت موهایت شناورم

نه از حنجره
که از مشتِ کوبیده بر سینه
درست همان‌جا که درد بلد است صدا بسازد

سیلی‌ات
جلوی میکروفن
به خودم زدم
تا گونه‌ی هوا سرخ شود

برای خشم
تخته‌سه‌لا
ابتکارِ یک مرد
که فهمید
چوب هم می‌تواند مشت باشد

لگدها
بر تنِ کدویِ خالی
و جهان فهمید
تهی هم اگر درست بخورد
فریاد می‌شود

اسب‌هایت
با نارگیل آمدند
با ماسه
با آجر
زمین را تمرین دادند
که چگونه زیر قدمی
حافظه بسازد

و رعد
نه از آسمان
از ورق نازک حلبی
که با خشونت تکان خورد
تا شب
باور کند طوفان است

تو راه می‌روی
و من
پشت صحنه‌ی جهان
صدا می‌سازم
تا عشق
واقعی به گوش برسد

فاراب