دل قاچاق
رفته بودی ودلم از لبه ی طاق افتاد
پیش استاد دل از نمره ی ارفاق افتاد
نه که رفتی وگذشت آنهمه میل وملال
سرعتت بس که سریع بود که قالپاق افتاد
دل نبود این طرفا تا ببرم دلبرجان
دزدکی دلبرکی شیوه ی قاچاق افتاد
دلبر دزدکی از میوه ی باغ دگری است
درتن طفلکیش تیره شلاق افتاد
باشد اینبار که برگشته ای از اوج سفر
رجعتت در ورق اول اوراق افتاد
گفت آن یار چو خورشید زدستم رفته
تو ندانی که کجا گیر چه قالتاق تفتاد
عکس تو در پروفایلت چقدر زیبا بود
چشم من بازبه معشوقه چه مشتاق افتاد
تو بلاک کردی ورقتی وسیاهی امد
پشت سر راه مجازی به چه الحاق افتاد
غزل از رجعت تو مجمع خوبیها شد
نام تو برحسب فال به سنجاق افتاد. ........... فاراب