امشب شب پیمان وقرار است مقرر
جمعه شانزدهم تیر ۱۴۰۲
خدايار قليزاده( فاراب)
امشب شب پیمان وقرار است مقرر
در پشت زبان تو نگار است مقرر
یک توبه نشکسته به لبهای تو پیوست
یک جام نخورده لب یار است مقرر
شبهای حوالی من از موی تو برخاست
یک شام دگر پشت پریشانی تار است مقرر
اصل ونسبت را به دی ان ای چه نیازی است
خورشید به خورشید تبار است مقرر
منظومه شمسی است دو چشمان مقعر
مظلوم نگاه سیلانت به مدار است مقرر
قاچاق کنی اینهمه عاشق به دم بسته مویت
این بافه کلافی است به دار است مقرر
گفتیم بگو ایه معشوقه وعاشق که بخواند
گفتند چومجنون بشوی باز به غار است مقرر
گفتند که بی عاری معشوق مرا کشت
گفتا که برو چند قطار است مقرر
فاراب