زیر درختان فندق

مدتی است میبینم خون شعر میریزی

وسنگواره های ششلوکان

جمعه هفدهم اردیبهشت ۱۴۰۰
خدايار قليزاده( فاراب)

وسنگواره های ششلوکان
وپژواک
نام تو
وگیج میشوند از مستی
صخرها

تاب نمی اورند 
از بس پیاله
بدست بوده ای

ازبس بسمت افتاب
طلوع چشمانت
آفتابگردانند

بس کن انگور را بار کنید
پسرک با بار انگور قاطر
اشکور میرود

مستی فروشی نیست
مستی از انتشارات انگور ما شروع شد

چاپ چند پیاله
از پیلامیرخانی
بخوان و واژگونه برقص

صحافی لالایی در لبان 
لیاب الالباب

شامگاه نیاوک
چندسطر
مه شکار کردیم
از مالا گا
وقتی گاوها ماما میکردند

نمکلیس همه ی
نمک نشناسان رامیشناسد
چند پاراگراف
اقاریر نمکدانان
را نوشته ام

دوباره
آب
در لانه موشها 

چه انقلابی
موشهای بی لانه کرده اند
بزعمم
انقلاب بی لانه ها است
یا انقلاب
ابخیزدارها
نمیدانم

فاراب
@tekeaftab